والعادیات

سوگند به نفسهای اسب مجاهدان

والعادیات

سوگند به نفسهای اسب مجاهدان

عشق و عقل!

یکی مطلب جالبی از افلاطون نقل کرده بود 

البته من خودم دوست ندارم جز کلمات اهل بیت ناقل سخن دیگری باشم اما به هرحال بد نبود این سخن هم! 

 

افلاطون میگه:
اگه یه روز با دلت کسی یا چیزی رو دوست داشتی بهش چندان اهمیت نده چون کار دل دوست داشتنه مثل کار چشم که دیدنه؛
اما اگه با عقلت کسی رو دوست داشتی بدون داری چیزی رو تجربه میکنی که اسمش عشق واقعیه!!  

 

 

علی از همه ی بشر برتر است!

اشهد ان علیاً ولیّ الله

 از آیاتی که دلیل بر برتری علی (ع) از همه افراد بشر از گذشته و آینده حتی پیامبران اولوالعزم علیهم السلام بجز خاتم انبیا صلی الله علیه و آله است این آیه است:

 ان الّذین آمنوا و عملو الصالحات اولئک هم خیر البریه

  که معروف به آیه خیر البریّه است!

 ترجمه: آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کردند آنان بهترین آفریدگانند سیوطی که یکی از دانشمندان اهل تسنن می‌باشد گوید:

 ابن مردویه از عایشه روایت کرده که گفت: گفتم: ای رسول خدا، گرامی‌ترین آفریدگان نزد خدا کیست؟ فرمود ای عایشه مگر این آیه را نخوانده‌ای: ان الذین آمنوا...

 ابن عساکر از جابرین عبدالله روایت کرده که گفت:

ما نزد پیامبر (ص) بودیم که علی از راه رسید پیامبر فرمود: سوگند به آنکه جانم به دست اوست، این و شیعیان اویند که در روز قیامت رستگارند. و این آیه نازل شد: ان الذین آمنوا... و یاران رسول خدا هرگاه علی از راه می‌رسید می‌گفتند: بهترین آفریدگان آمد.

و ابن عدی و ابن عساکر از ابوسعید به سند مرفوع روایت کرده‌اند که به علی بهترین آفریدگان است.

طبری در تفسیر آیه گوید: 

خدای متعال می‌فرماید: آنان که به خدا و رسولش محمد (ص) ایمان آوردند و خدا را خالصانه و یگانه و بدون شریک پرستیدند، و نماز را به پا داشتند و زکات دادند و خدا را در همه اوامر و نواهی او اطاعت نمودند، آنان که بهترین آفریدگانند می‌گوید: از مردم آنان که چنین کنند بهترین آفریدگانند و ابن حمید از علی بن فرقد از ابوالجار و از امام باقر (ع) حدیث کرد که پیامبر (ص) فرمود: ای علی، خیر البریّه ‌تو و شیعیان تو هستید!



منزلت علی علیه السلام

أشهد ان علیّاً ولی الله

شیخ طوسی(ره)  از ابوالطفیل نقل می کند که امام علی(ع) در جلسه شورا (انتخاب خلیفه پس از عمر بن خطاب) خطاب به حاضران فرمود:

 «فانشدکم بالله هل فیکم احد قال له رسول الله انت منی بمنزلة هارون من موسی غیری؟ قالوا: اللهم لا...»

شما را به خدا قسم می دهم که آیا در بین شما غیر از من کسی هست که رسول خدا(ص) درباره او چنین فرموده باشد: تو نسبت به من مانند نسبت هارون به موسی هستی؟ حاضران گفتند: نه.»


شیخ علی بن ابراهیم قمی و نیز به نقل از ایشان علامه مجلسی (م1111ق) در کتاب خود نقل می کند: 

رسول خدا(ص) پس از مهاجرت به مدینه در بین مسلمانان صیغه اخوت خواند. از بین مسلمانان امام علی(ع) تنها ماند و دچار غم شدید شد و رسول خدا(ص) به او فرمود: 

«... انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی.»

حضرت علی(ع) نیز پس از شنیدن سخنان رسول خدا(ص) خوشحال شد.



علی ولی الله

علی‌ بن‌ أحمد مالکی‌ از أعیان‌ علماء عامه‌ (اهل سنت) است‌ در «فصول‌ المهمّة‌» از کتاب‌ «خصائص‌» از عبّاس‌ بن‌ عبدالمطّلب‌ روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ او گفت‌: 
شنیدم‌ که‌ عُمر بن‌ خطّاب‌ می‌گفت‌: 
دست‌ بردارید از بردن‌ نام‌ علی‌ را بر زبان‌ مگر به‌ خیر! چون‌ من‌ از رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله‌ وسلّم‌ شنیدم‌ که‌ می‌گفت‌:
در علی‌ سه‌ خصلت‌ است‌ ـ که‌ من‌ آرزو داشتیم‌ یکی‌ از آن‌ خصال‌ در من‌ بود؛ و اگر یکی‌ از آنها در من‌ بود برای‌ من‌ بهتر بود از آنچه‌ که‌ آفتاب‌ بر آن‌ بتابد؛ زیرا من‌ با ابوبکر و أبوعُبیدة‌ بن‌ جرّاح‌ و چندتن‌ از اصحاب‌ رسول‌ خدا بودیم‌ که‌ رسول‌ خدا دست‌ بر شانه‌ علی‌ زد و گفت‌:
یا عَلِیُّ! أنتَ أوَّلُ المُسْلِمِینَ إسْلاماً وَ أنتَ المؤمنینَ إیماناً و أنتَ مِنِّی‌ بِمَنزِلَةِ هارون مِن‌ مُوسی‌! کَذَبَ مَن‌ زَعَمَ أنَّه‌ یُحِبُّنِی‌ وَ هُوَ مُبغِضُکَ.!
یا عَلِیُّ! من‌ أحَبَّکَ فَقَدْ أَحَبَّنِی‌! وَ مَن‌ أحَبَّنِی‌ أحَبَّهُ اللهُ تَعاَلی‌؛ وَ مَن‌ أحَبَّهُ اللهُ أدْخَلَهُ الجَنَّةَ! وَ مَن‌ أبغَضَکَ فَقَدْ أبغَضَنِی‌! وَ مَن‌ أبغَضَنِی‌ أبغَضَهُ اللهُ تَعَالی‌ و أدخَلَهُ النّار.
«ای‌ علی‌ تو از جهت‌ اسلام‌ اوّلین‌ مسلمان‌ هستی‌! 
و از جهت‌ ایمان‌ اوّلین‌ مؤمن‌ هستی‌! و نسبت‌ تو به‌ من‌ مثل‌ نسبت‌ هارون‌ است‌ به‌ موسی‌! 
دروغ‌ می‌گوید کسی‌ که‌ می‌گوید مرا دوست‌ دارد در حالیکه‌ بغض‌ تو را داشته‌ باشد!
ای‌ علی‌! کسی‌ که‌ تو را دوست‌ داشته‌ باشد؛ مرا دوست‌ دارد! و کسی‌ که‌ مرا دوست‌ داشته‌ باشد خداوند تعالی‌ او را دوست‌ دارد! و کسی‌ که‌ خدا او را دوست‌ داشته‌ باشد؛ او را داخل‌ در بهشت‌ می‌کند!
و کسی‌ که‌ تو را مبغوض‌ داشته‌ باشد، مرا مبغوض‌ داشته‌ است‌! و کسی‌ که‌ مرا مبغوض‌ داشته‌ باشد، خداوند تعالی‌ او را مبغوض‌ دارد؛ و او را داخل‌ در آتش‌ می‌کند.»

دهه ی ذیحجه، دهه ی ولایت

سوال کرده بود از من که فلسفه ی این نماز بین مغرب و عشای دهه ی اول ذیحجه چیست!؟

من که حکیم نیستم تا حکمت بدانم اما همه مکلّف به تفکریم

فکر می کنم که ما باید در این دهه به یاد واقعه ی تاریخی جانشینی هارون در غیاب موسی علیهما السلام باشیم!

موسی قرار بود فقط سی شب بین بنی اسرائیل نباشد اما 10 شب اضافه شد از جانب حق تا الواح نورانی را از طور برای بنی اسرائیل بیاورد و همین 10 شب باعث شد تا سامری تمام تلاشهای عجیب موسی را بر باد دهد و هارون هرچه فریاد بزند بی اثر باشد

و موسی که بازگشت گیسوان برادرش را گرفت و گفت چرا مقابل این انحراف و کفر مجدد را نگرفتی؟

هارون گفت : ای پسر مادر (برادر) 

این قوم مرا در موضع ضعف قرار دادند و نزدیک بود مرا بکشند....

این ده شب یعنی دهه ی ذیحجه هرشبش یاد از تجدید عهد با ولایت علی است

زیرا امت اسلام با جانشین محمد همان کاری را کردند که بنی اسرائیل با جانشین موسی کرد!

چو هارون زمان مظلوم گردید

دوباره بت پرستیدند و  رفتند

...پس شاید اینگونه باشد که من می فهمم....

فلسفه ی نماز دهه ی ذیحجه، استحکام ولایت کسی که تا ابد در نسل او جانشینی رسول الله باقی است ....زیرا این جانشینان، بقیة الله هستند.....

(تصویر: نقل روایت موسوم به منزلت، از جانب اهل سنت)