والعادیات

سوگند به نفسهای اسب مجاهدان

والعادیات

سوگند به نفسهای اسب مجاهدان

ساعت شنی روسری ها

صفحه ی آزادی های یواشکی در فیس بوک که  با برنامه های پشتیبان در شبکه ی من و تو نیز همراه شده، نه در مقابل حجاب برنامه دارد که این بار آهنگ فرو رختن دیوار برلین میان دین و حکومت را می نوازد. 

البته نشاط مسیح علی نژاد یا به تعبیر خودش جوجه اردک زشت، قابل تحسین است. چیزی که در جبهه ی مدافعان فرهنگی نظام لااقل من این روزها نمی بینم.

چون مدافعان یا از اقشار نظامی هستند یا مستقیم و غیر مستقیم هیزم این فعالیتها را برای نان خویش داغ نگه می دارند.

 فعالانی هم که از 84 وارد پیوندی ارگانیک با نظام شدند و از 88 به نحوی فداکارانه از سرمایه ی دانش و خلاقیت خود مایه می گذاشتند، این روزها با وضعی اسفناک روبرو هستند و روز به روز به تامل آنان بر گذشته ی خویش افزوده می شود. 

دولت در وضعیت کنونی شباهت زیادی با آنچه پس از 28 مرداد بر روی کار آمد دارد.

 دولتی کاملا امنیتی و سخت افزاری، خشن در برابر منتقدان و آنچه که می توان گرزی بر سر مطالبه گران استقلال ملی خواند امروز کشور را مدیریت می کند. 

رهبری اخلاقی جامعه از دست رفته و نمادهای دینی امروز "ما به ازایی" در کف جامعه ندارند. روحانیت در قله های خود با عنوان مرجعیت دیگر ارزش فتوی را نیز از کف داده درحالیکه فتوی دادن همیشه تهدیدی در دستان مرجعیت شیعه در مقابل قلدران داخلی و استقلال ستیزان خارجی بوده است. 

نشان این امر مساله ی نام نویسی یارانه هاست. امری که به نان مردم، یعنی مهم ترین عنصری که باید حلال باشد کار داشت و به تصریح مراجع گرفتن آن برای افراد متمکن حرام اعلام شد اما کسی اعتنایی نکرد.

رسانه ی ملی جایگاه خط دهی اجتماعی و راهبری خبری مردم را آشکارا از دست داده و نمی توان بر اساس آن دیگر راهبردی را خط کشی نموده و به حلق ملت ریخت. 

مرجعیتِ بیرون از گود سیاست مرسوم، امروز به خط دهی های یک خطی مشغول است آنچنانکه در سنت شیعی مرسوم بوده و مثلا با یک ربع سخن بعد از درس خارج فقه می تواند ملتی را برای عزاداری یک روز مشخص به پر کردن خیابان ها متقاعد کند و هویت شیعی به عنوان یک اقلیت در جهان اسلام به دست او رقم بخورد.

البته حاکمیت رسمی می کوشد با بدیل هایی پر سر و صدا مثل مداحان محبوب و بعضا جوان در برابر سکوت رسانه ای داخل برای این مراجع، سرکوب نرمی را برای عقاید اینان فراهم آورد در حالیکه ظاهرا دنیا امروزه به قدر کافی جا برای فریادهای همه دارد.

از طرفی محبوبیت ها نمی تواند برای ملتی که مثل همه ی انسانها نیاز به معنویت را به طور فطری داراست، جای مشروعیت های راهبرانه را بگیرد و مثلا مردم دنبال یک مداح راه بیفتند و خط بگیرند و یا یک منبری ساده با هزار هزار سخنرانی و هفته ای دوجین برنامه ی رادیو تلویزیونی قادر باشد جای یک مرجع تقلید کهنسال را که ساکت در گوشه ی حرم نشسته یا لحظاتی چند دستمال سفید خود را برای اشک بر امام حسین بر صورت گرفته به مقدار قابل توجهی پر کند.

در چنین وضعی، صفحه ی آزادی های یواشکی با هر عکسی که از بی حجاب شدن های لحظه ای زنان منتشر می کند یا به قول فیس بوکی ها "پست می گذارد"، یک ضربه به ضرب آهنگهای خود برای سقوط نظام دینی اضافه  می کند. نظامی که اگر دین نباشد و یا اگر هم  باشد و از آن جدا شود دیگر مفهومی نخواهد داشت. 

می توان به بررسی میدانی این آزادی های یواشکی نیز پرداخت، آزادی هایی که شاید بیش از یک گام برای بی حجابی عمومی به عنوان یک مطالبه ی لیبرالیستی اجتماعی،بیشتر به عنوان دهن کجی و لگدی بر پیکره ی نظم سیاسی موجود تداوم می یابند.

قابل پیش بینی است که با حجابان به رنگ نخودی آزادی های اینگونه در نخواهند آمد اما همانند خانواده ای اصیل که یک فرزند ناباب باعث بی نظمی و فروپاشی آن خواهد شد، این لگد پرانی ها به صورت دیانت می تواند ابهت پاتریمونیال ساختار مدیریتی اجتماع را خرد کند. 

ممکن است با نگاه های ایده آلیستی مردم را همیشه در صحنه و سازندگان حماسه هایی چون "نه دی" دانست. حماسه هایی که ارزش آنها به یک بار رخ دادنشان است و البته یک بار هم تحلیل دقیق اجتماعی از آن ارائه نگردیده است هرچند این سخن درست است که واکنش مردم به خدشه دار شدن اصیل ترین عنصر هویتی آنان یعنی واقعه ی عاشورا امری بسیار پیچیده و البته از سنن الهی است. 

لیکن باید آگاه بود و انتظار قطعی نداشت که این سنن همیشه آنطور که ما می خواهیم عمل کنند و همواره با اتکای به حضور مردم در صحنه ها، منتظر خنثی شدن برنامه های زیر پوستی براندازان کینه ورز باشیم.

روسری هایی که در صفحه ی آزادی های یواشکی برداشته می شوند، ناهنجاری های آشکاری هستند به ناتوانی ساختار مدیریت برای برقراری امنیت، ارضای نیازهای جسمی و روحی مردم خصوصا جوانان، بی عدالتی در توزیع منابع و فرصتها و اجرای حکم خدا و قانون حق در مورد ظالمان و زورگویان.

در نتیجه هر روسری که از سری کنار می رود و می گوید که "یواشکی آزاد هستیم"، قدری از شن ساعت ساختار سیاسی را به پایین می ریزد، اما اینکه میزان این شن چقدر است هنوز نمی توان پیش بینی کرد. 

البته نه ما در مقامی هستیم که راه حل بگوییم نه جایی برای انتشار آن به طور رسمی برای نظام خود داریم و  البته کسی هم به حرف های ما گوش فرا نمی دهد و تجربه نشان داده کسی حتی حقیقت را هم نخواهد پذیرفت.

به هرحال آنچه که راه برون رفت از باتلاق تمام شدن زمان است، چیزی نیست جز :دادن آزادی های سیاسی رسمی به منتقدان واقعی، رسمیت دادن به مطالبات عدالتخواهانه از متن مردم بدون بیان کال و نارس آن از زبان مسئولان و نیز اجرای یک  سیاست خارجی علمی در کنار هویت اصیل دینی برای مکتب عاقلانه ـ احساسی و در عین حال سنتی تشیع در داخل و خارج!!!


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد