والعادیات

سوگند به نفسهای اسب مجاهدان

والعادیات

سوگند به نفسهای اسب مجاهدان

در عربستان چه می گذرد؟

در عربستان چه می گذرد؟
به دلیل احتمال بالای مرگ امیر عبدالله، پادشاه عربستان، از آنجا که ولیعهد همواره از فرزندان ملک عبدالعزیز بوده، ولیعهد حاضر یعنی سلمان آنقدر کهولت سن دارد که به خاطر آلزایمر و سایر ناتوانی ها قادر به مدیریت عربستان نباشد.
 در نتیجه امیر عبدالله اقدام به انتساب جانشین ولیعهد یعنی "مقرن بن عبدالعزیز" در سن 68 سالگی نموده است. مقرن آخرین فرزند ملک عبدالعزیز می باشد.
مقرن، در مصاحبه ای اعلام کرد که حداقل درآمدهای خانواده ها باید مشخص باشد و در ضمن از سیستم بانکی این کشور به نحوی تندی انتقاد نمود. صحبت عجیب او در مورد بانکها ناظر به مساله ی درآمدهای کلان آنان و نیز کارآیی پایین آنهاست.
وی در سخن انتقادی شگفت خود می گوید:«بانکهای ما مثل یک تیغه ی اره می مانند. هم در مسیر رفت و هم در مسیر بازگشت بریدگی ایجاد می کنند. مشارکت آنان در کمک به جامعه در مقایسه با منافع سرشاری که از شهروندان و دولت نصیب آنان می شود، اندک است.»
قبلا شاهزاده مشعل، فرماندار مکه نیز در یک نشست اقتصادی بر افزایش حضور جوانان در برنامه ریزی و توسعه تاکید کرده بود.
اما نکته ی جالب توجه و عجیب اینجاست که درست پس از انتخاب "مقرن" به ولایت عهدی، ویدئوهای جدیدی بر روی اینترنت قرار گرفته که نوعی عصیان اجتماعی در برابر حلقه های بسته ی قدرت و ثروت در عربستان خصوصا سلطه بر منابع سرشار این کشور ثروتمند به حساب می آید.
فردی در مقابل دوربین حرف می زند، انتقاد می کند، به سلطه ی ناعادلانه بر منابع نفتی می شورد و سپس ضمن اعلام نارضایی خود از درآمدش، نام خود را بیان می کند و عجیب تر آنکه "شناسنامه" ی خود را هم در مقابل دوربین نشان می دهد.
هرچند گفته می شود که تعدادی از این افراد دستگیر شده اند، اما ظاهرا یکی از این فیلم های "شناسنامه دار" که بیش از 1.8 میلیون بار دیده شده است، نه تنها خود را وابسته به جایی نمی داند، بلکه به ساخت اجتماعی تفکری اشاره می کند که عربستان را دیگر با پسوند "سعودی" نمی پسندد. این افراد از اسامی برساخته ای مثل "سرزمین دو مسجد مقدس" بهره می برند.
یک نگاه تحلیلگر در سیاست بین الملل و نقاد سیاستهای منطقه ای که امیدواریم با تعابیر علمی به این دو مفهوم نگاه شود، باید سوالات متعددی در خصوص این واقعه از خود بپرسد.
آیا ما باز هم بر تعبیر آرمان گرایانه ی غیر واقع گرای "بیداری اسلامی" این بار در عربستان اشاره می کنیم؟
آیا عربستان در شرف شورش های اجتماعی است؟
برکناری بندر بن سلطان از استیلا بر سازمان امنیت این کشور با آن همه سابقه ی طولانی ارتباط با آمریکایی ها به عنوان سفیر در واشنگتن و برنامه ریزی های عجیب و کینه توزانه اش در عراق و سوریه و لبنان در راستای یک تغییر ماهیت و حداقل نوعی پوست اندازی در سیاست های عربی ـ خلیجی آمریکا و اسرائیل است؟
آزمایش موشک هایی با کلاهک های هسته ای توسط این متحد 35ساله ی آمریکا در راستای کدام مدل سیاست خارجی نظام هژمونیک قاره ای صورت می پذیرد؟
آیا آمریکا در برنامه ی خود برای تمرکز بر پاسیفیک و مساله ی چین، می کوشد از مدل دموکرات ها مبنی بر ساختن یک "هژمون منطقه ای" در خاورمیانه بهره ببرد و با استقرار آن با خیال راحت به کار خود در آسیای جنوب شرقی مشغول شود؟
شاید حضور رهبری ایران در صنایع هوا فضای سپاه و بازدید از توان موشکی ایران علاوه بر ارسال پیام به هر دو طرف مذاکره کننده ی هسته ای، به ضرورت بیش از گذشته ی حفظ این دستاورد هم اشاره می کند. ضرورتی که این بار نه به عنوان توازن سازی نظامی در برابر اسرائیل که در برابر تبدیل عربستان به عنوان قدرت هژمونیک منطقه ای خودنمایی می کند.
شاید نظام به قدر کافی تحولات را درست رصد می کند و نیازی به تحلیل های ما نداشته باشد.
در صورتی که ما هم در زمره ی یاران نظام وارد میدان شویم، فرصت بیشتری برای تحلیل راهبردی این موضوعات خواهیم داشت. 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد